عشق برفی ۴

Baran Ramshini Baran Ramshini Baran Ramshini · 1404/1/9 00:26 · خواندن 1 دقیقه

خیلی بدین حمایت نکنین دیگه ادامه نمیدم

از زبان ناتالی :آدرین چند روز بود نیومده بود خونه نگرانش بودم گابریل هم اصلا براش مهم نبود

از زبان لیدی :با پیشی رفتیم شرور رو شکست دادیم و بعد من داشتم میرفتم که کت اومد دستم رو بگیره بهش  گفتم کت من نمی تونم تو رو از دیدن خونوادت محروم کنم و رفتم توی برف ها داشتم گریه میکردم که دیدم دوباره دارم برمیگردم 

وقتی رسیدم دیدم یکی داره آهنگ می خونه: یه پیشی تنها بدون بانوش روی برج تنها نشسته

از صداش فهمیدم کت نواره گفتم پیشی پاشو این شرور رو سریع شکست بدیم 

که گفت خله خب لیدی باگ

ببخشید میدونم کم بود دو درصد دارم بایییی