خوابی که نخواستم ازش بیدار شم...

بلخره خوابی که نمیخواستم ازش بیدار شمو دیدمممممم
برین ادامههههه
عرررررررررررر
عررررررررررررررررررر
عررررررررررررررررررررررررررر
عررررررررررررررررررررررررررررررررررر
خب بچه ها من امروز یکم دیر بیدار شدم از صحری به بعد خوابیدم امروز صبح خواب دیدم BTS از سربازی برگشته اومده ایران کنسرت اجرا کنه اونم با کشتی.
منم که رفته بودم اونجاهایی که کشتی مشتی وایمیسته حالا اسمشو نمیدونم ولی عینکمو تو ماشین گذاشته بودم اومده بودم همینجوری بیرون گشت بزنم نصف ارمیای اونجا اومدن گفتن: بی تی اس داره میاد بیاین بریمممم. منم مثل جت رفتم سریع جای اسکله ها دیدم کشتیشون داره میادددددد. نمیتونستم خوب ببینم برا همین سریع رفتم عینکمو از تو ماشین برداشتم بعدش دوباره رفتم سمت اسکله دیدم از کشتی پیاده شدن رو اسکله وایستادن😳 خیلی هم نزدیک بوددددد کم مونده بود گریم بگیره که دیده بودمشون یهو هوسوک اومد جلو گفت سلام🥹 بعد کوک سرگرم عکس گرفتن از اینور و اونور بود که گفت اینجا خیلی باحاله🥲
همه ارمیا اومدن امضا و عکس بگیرن و من همونجا خشکم زده بود به خودم اومدم گوشیمو در اوردم رفتم گفتم میشه یه عکس گروهی باهاتون داشته باشم؟😅
همه پسرا اومدن جلو و کنارم وایستادن و منم گوشی ر چرخوندم عکس گرفتم. بعدش با تک تکشون یه عکسی گرفتم.
بعدشم باهم رفتیم شوله و غذاهای ایرانی خوردیم😐💜 جین همش میگفت این خوشمزست اون خوشمزست🥺
بعد شب شده بود داشتیم میرفتیم خونه من😐😐😐😳😳😳💜💜💜 بعد چون همه غذاها رو حساب کرده بودم جین اومد منو بغل کرد گفت نیلوفر خودمی😂😳😳😳😳
بعد نامی گفت no shes mine
از طرف دیگه ته گفت no no shes mineeee
همینجوری بود که کوک و ته داشتن سرم دعوا میکردن که یونگی با حالت گنگ اومد جلو گفت بیخود نگین برا خودمه😏
بعد با دستش کشید منو از بغل کوک و محکم بغلم کرد😳💜 منم انقد سرخ شده بودم گفتم باشه دیگه😅..من اصن مال همتونم...
بعدش که یه ماه گذشت و کنسرت و تمریناشونو تموم کردن گفتن میبریمت با خودمون
انقد گفتن که من رفتم وسایلمو جمع کردم باهم رفتیم کرهههههه بعد سر اینکه برام خونه بگیرن هم دعوا کردن😭💜
سرخ شدم اصنننن
بعدش دیگه همین از خواب بلند شدم😐🖤