رویای واقعی مآه پارت 7 🌚✨️

KR KR KR · 1403/12/13 17:26 · خواندن 3 دقیقه

های ، عاشق این پارتم🙃🫶🏻

دیگه نتونستم صبر کنم تا به شرط برسونید این پارت گزاشتم ولی تا این پارت و پارت قبلی رو به ۸ لایک و کامنت نرسونید از پارت ۸ خبری نیستتت💗😂💫

برو ادامه 🌿✨️

 

 

 

 

 

بخش ۴

 

☆ روی کاناپه ی خونم لم داده بودم و داشتم واسه مهرسا تعریف میکردم :

من ۲ سال قبل ، زندگی قبلی خودم رو به یاد آوردم که چه اتفاقی افتاده ، اما یه چیز خیلی برام مهم بود ؛ اون بهم گفت ؛ اگه من دیگه پیشت نبودم فقط به مآه نگاه کن تا دلت برام تنگ نشه :))

و  برام به یک زبان دیگه ، خیلی آروم و قشنگ میخوند :

 

  • در خاطراتی که خیلی درخشان بودند ☆

 

  • بارون میباره حتی زمانی که به تنهایی می رقصم ☆

 

  • وقتی این مه از بین بره ☆

 

  • با پاهای خیس به سمتت می دوم ☆

 

و یکی دیگه از زیبا ترین آهنگاش که پت خیلی دوست داشتم ؛

 

  • بهت قول میدم ☆

 

  • حتی اگه چندین بار تکرار شه ☆

 

  • آینده من تویی ☆

 

  • زیر پرده ای از نور ☆

 

  • تویی که مثل عروس ☆

 

  • می درخشی ☆

 

و چند ماه بعد ، اون به خاطر منی که بدرد هیچ کاری نمی خوردم مرد و مردن اون باعث شد دلیل مردن من هم بشه !

 

  • ۱ ساعت بعد ساعت ۱۲ شب بعد اینکه مهرسا رفت :

 

☆ داخل اتاق مخفیم بودم و یک شیشه خون رو برداشتم و رفتم لب پنجره ، همینطوری که داشتم اون شیشه رو سر می کشیدم ، مآه معلوم نبود و من ناراحت بودم !

 

پایین روی زمین رو نگاه کردم ، پسر بچه ای روی زمین گوشه ی گوشه ی کوچه نشسته بود و یکسری بچه دبیرستانی داشتن ازیتش می کردن ؛ رفتم داخل کوچه و زدم به شونه یوی از اون بچه دبیرستانی ها ؛)

 

☆ هوی چیکار میکنی ؟

پسره = به تو چه کوچولو .

☆ هه کوچولو ، سریع ولش کنید و برید رد کارتون .

پسره = تو خر کی باشی آخه .

☆ پسره رو با یک انگشت هل دادم و پرت شد اونور ، دست پسر بچه رو گرفتم و بلندش کردم و به سمت خونه ام رفتم ، رسیدیم به داخل حیاط .

☆ هی کوچولو اسمت چیه ؟ چند سالته ؟

پسر بچه = من ، من ، ....

☆ به گریه افتاد و منم آرومش کردم .

پسر کوچولو = اسم من کارن هست . من خانواده ای ندارم . اونا همه شون مردن . منم خیلی تنهام . من ۶ سالمه .

☆ بغلش کردم ^^ که آروم شه . بردمش داخل یکی از اتاق هام تا اونجا بخوابه .

کارن = من نمیدونم باید چی کنم .

☆ نترس ، من هواتو دارم . فعلا پیش خودم باش .

کارن = اسمت چیه ؟ چند سالته ؟ توکی هستی ؟ من خیلی سوال دارم .

☆ من کاترینم ، ۱۳ سالمه ، یه واسطه ام . سوالاتت تموم شد؟

کارن = توهم کوچیکی ، بچه ای . چجوری خونه ای به این بزرگی و خوشگلی داری ؟ واسطه چیه ؟

☆ اینقدر سوال نپرس و فقط برو بخواب <>

کارن = باشه !

 

 

 

 

 

واییی بچه ها😂😂

داشتم ادامه داستانم رو میخوندم از خنده جر خوردما😂😂😂

خودمم نمیدونم چجوری اینقدر باحال نوشتمش 🫶🏻😂

راستی رمانم فصل ۲ و ۳ هم داره ^^

کم بود ، معذرت میخوام !🥹💫

به شرط برسونید حدودا پارت ۱۰ خیلی باحاله خیلییی 💗✨️