
رویای واقعی مآه پارت 3 🌚✨️

های ، های بابت اینکه مثل کوه پشتمین ممنونم 🌱💗
اومدم با پارت جنجالی 🍷🌿
برو ادامه ؛ برای پارت بعد ۵ لایک و کامنت 🐳🔪
برگشتم سمتش ، اشتباه کردم اون نبود ؛
شروع کردم به گریه کردن و از اون کلبه اومدم بیرون و سر رزا داد زدم و گفتم مرز داری ؟ میمیری منو نترسونی ؟؟
رزا = ببخش قصد نداشتم خواستم ببینم اینجا چی میکنی.
☆ اشکال نداره ولی دفعه بعد میکشت.
رزا = من که قبلا مرده ام دقیقا چجوری میخوای منو بکشی؟
☆ عه راس میگیا ولی به هر حال حواست باشه.
برگشتم خونه و فقط داشتم زار میزدم که چرا اون نبود . رفتم لب پنجره نشستم و به ماه قرمز و خونی نگاه کردم . دلم خون خواست به خاطر همین انگشت کوچیکه دست راستم رو با دندون نیش هام زخمی کردم تا خونش رو بچشم خوب بود مزه اهن تازه میداد خیلی وقت بود خون نخورده بودم .
- فردا صبح :
روز نمک پاشی بود . به سمت اتاق مطالعه ام حرکت کردم و روی دیوار روبه رو دست کشیدم تا دیوار حرکت کرد و اتاق مخفیم پیدا شد ، اتاقی که پر بود از شیشه های خون و چیز هایی که هنوز کشفشون نکرده بودم؛)
کیسه نمک رو ورداشتم و باهاش یک دایره کشیدم و خودم توش نشستم (این یک مراسم مخصوص واسطه هاست) چون من واسطه ام حدودا ۱ ساعت اون داخل بودم و بعد از اتاقم اومدم بیرون و روی کاناپه داخل حیاط نشستم و داشتم با روح ۰۱۱۳ حرف می زدم که یه دفعه در وا شد ، بلند شدم و رفتم سمتش ؛>
☆ گمشو بیرون تا نکشتمت!!
نیمه خون آشام ۲۸۱ دستش رو دور یقه ام گرفت و منو چسبوند به دیوار ؛
اون نمیدونست من چه کار هایی که نمیتونم کنم ^^ چشمام رو بستم : اون گفت : چیشد ترسیدی ؟؟
میدونستم قراره به زودی خون و خونریزی به پا شه ولی نه از الان ،،
چشم هام رو باز کردم و چشم هام رنگش قرمز شده بود با قدرتی که اون ها بهم داده بودن فقط با یه بشکن داشت از شدت قدرتم خفه میشد که ولش کردم و با داد گفت : تو ، تو هیچی نیستی ، تو فقط یه بچه ای ؛
☆ بشین و تماشا کن که کی بچس ،، با نما هام ( نما همون نور های قرمزی که دورم بودن ) به سمتش رفتم و اون روی زمین بی جون افتاده بود و خم شدم و بهش گفتم : با کی رقابت میکنی آخه...
حداکثر تو حداقل من هم نیست .
نمیه خون اشام شماره ۲۸۱ مرد .
خوبه از شرش راحت شدم !
من ، من ، من محبوب ترین نیمه خون آشام و واسطه بین اجنه و ارواح هستم:^^
کسی نیست که منو نشناسه ، همه منو دوست دارن و بهم قدرت میدن "(
بخوام از خصوصیات ظاهریم بگم :>>
قد بلندی دارم ، موهای پسرونه ای دارم و معمولا هودی میپوشم ؛"
پارت بعد نقش اصلی بعدی هم اضافه میشه ، یه پارت کاملا باحال ، پشیمون نمیشید اگه پارت بعد رو بخونید 🥹🌿🫶🏻