دکتر زندگی

R.m R.m R.m · 1401/12/11 10:15 · خواندن 1 دقیقه

^_^

#دکتر_زندگی 
۲
مرینت 
نگاهی به من کرد و گفت : اره میتونم 
من : اما .... یه مشکلی هست اونم جنس مخالف منه !
الیا : نگران نباش اون کارشو بلده زود خوبت میکنه ‌
ادرین دستاشو روی میز گذاشت با دقت بهم نگاه کرد و گفت : دقیقا مشکلت چیه ؟
الیا : اون نمیتونه جنس مخالفشو لمس کنه 
ادرین : چند وقت پیش یکی از بیمار هام این مشکلو دلشتن میدونی چه بلایی سرش امد ؟
من : چه بلایی ؟
ادرین : مرد !
من : مرد !؟
ادرین خندید و گفت : نه فقط شوخی بود 
وقتی خندید خیلی جذاب تر شد دندوناش مثل الماس بودن و لباش مثل جعبه گنج 
به ساعت گرون قیمت روی دستش نگاه کرد و گفت : من دیگه دیرم شده با یک نفر قرار دارم فردا بیا اینجا که باهم صحبت کنیم 
با کی قرار داره ؟ نکنه دوست دختر داره ؟ 
از اتاق بیرون رفت از الیا خداحافظی کردم و رفتم دنبالش 
من چرا دارم این کارو میکنم ؟ دقیقا دلیلشو نمیدونم فقط میدونم که باید دنبالش برم و بدونم دوست دختر داره یا نه
از ساختمون خارج شد و رفت تو کافه کنار ساختمون و روی یکی از صندلی ها نشست 
منو دید با تعجب بهم نگاه کرد و گفت : تو چرا دنبالم اومدی ؟
دست و پامو گم کردم رفتم سمت در اما باز برگشتم و گفتم : ا.. من دنبال تو نیومدم امدم اینجا قهوه بخورم که اتفاقی تو رو دیدم 
ادرین : تنهایی ؟
من : اره 
ادرین : دوست من هنوز نیومده اگر دوست داری بیا پیش هم بشینیم 
با سرعت رفتم کنارش نشستم 
یاد بیماریم افتادم و دوباره بلند شدم 
ادرین : چی شد ؟
من : من نمیتونم به تو نزدیک بشتم 
ادرین : اهان اره خب رو به روم بشین 
من : اره اونجا میشه 
صندلی رو عقب کشیدم و نشستم
گارسون امد سر میز و گفت : چی میل دارید ؟